اسماعيل ناظم
مقدمه 29
دارونامه طوبا ( گزيده داروهاى مجرب پزشكى ايرانى ) ( فارسى )
ضعيفتر باشد و آن دوا به صرافت خود نتواند مقابله و مقاومت با آن دو علت نمايد ، زيرا به يك قوّه خود غالب مىآيد بر يك مرض ، و به قوّه ديگر ضعيف و ناقص از مرض ديگر . پس ناچارند به تركيب آن به دوايى كه تعديل هر دو قوّه آن نمايد . مانند بابونه كه قوّه تحليل آن بيشتر است از قوّه قبض . پس هرگاه مقصودْ قبض شديد باشد ، بايد تركيب نمود آن را به دواى قابضى تا مقصود حاصل گردد . * امر سوم آنكه يكى از دو جزء مرض اقوى از ديگرى باشد و دواى مفردى كه هر دو قوّه آنْ متكافى و متساوى آن هر دو جزء مرض باشد در شدّت و ضعف يافت نشود . پس در اين صورت نيز ، محتاجاند به تركيب آن به دوايى كه بر تقويت يكى از آن دو قوّه بيافزايد و از ديگرى بكاهد تا وفا به مقصود نمايد . مانند * بابونه كه چيزى بر آن بايد افزود تا قوّت تحليل آن را كم نمايد و چيزى كه قوّت قبض و ردع آن را بيافزايد ( اگر منظور زيادتى قبض و ردع باشد ) ؛ و الّا چيزى بايد افزود كه اعانت بر قوّه تحليل آن نمايد تا معادل و مساوى مرض گردد * و ماءالشعير در قرحه ريه و دق كه به برودت خود به تنهايى وفا به اطفاى حرارت نمىتواند نمود ، ولى به قوّه جلاى خود متكافى است قرحهء ريه را ، امّا در تغريه ناقص است . پس ، - بالضرور ، در قرحه ريه ، قدرى كثيرا و طين مختوم بايد افزود ؛ - و در دق ، بايد كافور اضافه نمود تا مقوى قوّت تغريه و برودت آن شده ، وفا به قرحه و دفع حرارت دقّيه نمايد . نكته * اضافهء يك دوا در صورتى است كه مرض مفرد باشد و مستحكم نباشد ، امّا در صورت تركيب و استحكام مرض ، محتاجاند به جمع و تركيب ادويهء متعدده . * هر چند تركيب مرض زياده باشد ، تركيب دوا نيز زياده بايد تا آنكه مدعا حاصل آيد . از جمله ، وقتى در يك مرض مركب ، مزاج و صورت نوعيه خاصى از داروى مفرد يافت نشود كه بتواند مقاومت بر دفع مرض نمايد و مشتمل بر فوايد كثيره باشد ، ناچارند به ساخت معاجين كبار و صغار و غيرها از ادويه مركبه ( مانند ترياق فاروق و امثال آن ) تا بتواند كه دفع امراض و غوايل بسيارى از اينها نمايد . ( قرابادين